تبليغاتX

... اللهم عجل اولیک الفرج ... تا کی به تمنای وصال تو یگانه...اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه...

حضور خلوت انس
حضور خلوت انس
 

 

 بی تو چگونه می شود از آسمان نوشت

             از انعکاس ساده ی رنگین کمان نوشت

 

این یک حقیقت ساده است که بی تو بهار من !

                   باید چهار فصل را خزان نوشت

 

جنگل همیشه نام تو را سبز خواند و بس

         باید تو را همیشه (( امام زمان )) نوشت

 

 

 *****  ای که شور بر پا می کنی *****

 

ای که در سوگ حسینی شور برپا می کنی

راضی از مهر و وفایت قلب زهرا می کنی

 

حجت بن العسگری در ماتمش صاحب عزاست

او دهد فرمان و تو فرمانش اجرا می کنی

 

باشد این توفیق تو رمز قبول خدمتت

در عزایش ای که مجلس مهیا می کنی

 

ملک و مال دنیوی با صرف در راه حسین (علیه سلام)

 از برای خود ذخیره بهر عقبی می کنی

 

آفرین بر همتت بادا که با این خدمتت

باب رحمت را به روی دیگران وا می کنی

 

قطره های اشک را مجموع در یک جویبار

جویباران را بهم پیوسته دریا می کنی

 

تا در آن دریای اشک سوگواران حسین (علیه سلام)

شست و شو قلب گنه کار آنها می کنی

 

زنده می گرداند این ماتم قلوب مرده را

داستان عاشقان را چونکه احیا می کنی

 

رازهای دلنشین آیه های عشق را

بر در و دیوارها تفسیر و افشا می کنی

 

صحنه های صامت میدان عاشورای او

با رجزهای حسینی باز گویا می شود

 

خیمه های خالی و خاموش اطفال حسین (علیه سلام)

از خروش عاشقان پر شور و غوغا می کنی

 

لاله های کربلا را کز عطش پژمان شدند

باز با باران اشک غم شکوفا می کنی

 

گاه می سوزی ز داغ اکبر و قاسم چو شمع

چونکه یاد از مجتبی و قلب لیلا می کنی

 

می شتابی گر به سوی علقمه با پای شوق

ضجه ها بر کشته ی بی دست سقا می کنی

 

اصغر و قنداقه ی خونین و مهد خالی اش

گاه با چشمان خون افشان می کنی

 

می دوی گاه از پی سر گشته دختر بچه ای

شعله ور دامان او با اشک اطفا می کنی

 

گاه می جویی به زیر خارها با چشم دل

آن دو کودک را که گم گشتند پیدا می کنی

 

گاه با سجاد و زینب در خیام نیم سوز

پای مجروح یتیمان را مداوا می کنی

 

یک نگاه لطف زهرا و علی مزد تو بس

ای که در سوگ حسینی شور بر پا می کنی

 

 

 

 

 

*** وحدت حوزه و دانشگاه ***

 

پیام دین چنین باشد به روحانی و دانشجو

بر گرد مشعل دانش بپیوندید از هر سو

 

به راه عترت و قرآن برای کسب دانش ها

همه با هم همه یکدل نه دور از همرهان تک پو

 

چه فرق طالب علم واست و دانشجو اگر هر یک

کند مصرف به راه حق همه اندیشه و نیرو

 

به جمع قطره ها بنگر که آب جویباران شد

شود رود خروشانی هم از پیوند صد ها  جو

 

شود هر مشکلی آسان ز همدستی و هم سویی

شد از آن یار یکدیگر دو چشمان و رو تا بازو

 

نمی ماند پریشانی چو وحدت در میان باشد

که با همکاری شانه به سامان میرسد گیسو

 

اگر شد متحد انسان به مقصد می رسد آسان

به سرعت می رود قایق چو همراهی کند پارو

 

به توفیق خداوندی به راه دانش و تقوی

پلیدیهای خود بینی ز پیش پا بکن جارو

 

بیایید ای مسلمانان به زیر پرچم وحدت

که پیش قدرت ایمان دگر دشمن زند زانو

 

چو از هر تفرقه ارکان ایمان را خلل افتد

بود مسئول روحانی و هم مسئول دانشجو

 

نه راه تک روی باشد صراط عترت و قرآن

که ما عبد خداییم و نیست الا هو

 

اتحاد و وحدت و صبر و فداکاری

نشان از عشق و ایمان مسلمان است در هر کو...

 

 

 سلام به همه سوگواران حسین(علیه سلام) و آل و حسین (علیه سلام).

امیدوارم من نالایقم از دعای خیرتون میون

اشک و ناله های جانسوزتون

برای ابا عبد الله الحسین (علیه سلام) فراموش نکنید.

 

اللهم عجل لولیک  الفرج   ان شاء الله.

التماس دعا    یا علی مدد

 

آی آدم های سرخوش جایی برای من هست ؟؟!

من فقط یک عاشقم : بهار نارنج

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 آذر1388 توسط بهار نارنج |
 

 سلام به همه عاشقان ولایت....

   به همتون دهه ولایت رو تبریک میگم....

      امیدوارم عیدیهای خوبی نصیبتون بشه ان شاء الله...

 

عید قربان آمد و جانم به قربان شما

       گر مرا رخصت دهی جان می دهم پای شما

 

حاج را سنت که قربانی به قربانگه برد

                    من خودم قربانیم آیم به دیدار شما

 

گر سرم را می بری با تیغ عساقاب ببر

              گر دلم را می خری دادم به دینار شما

 

گر بسوزانیم باک از آتش و از نار نیست

              همچو ابراهیم جانم در گلستان شما

 

عاقبت دیوانه سازد این جفا ما را ولیک

              گر مرا مجنون کنی لیلایم از آن شما...

 

 دل را ز علی بگیرم چه کنم

         بی یاد علی اگر بمیرم چه کنم

            فردا که کسی را بهکسی کاری نیست

                                   دامان علی اگر نگیرم چه کنم  ...

 

 

 

فرم ثبت نام سفر زیارتی .سیاحتی همیشگی به آخرت:

ابتدا گذر نامه زیر را تکمیل نمایید:

۱ـ نام : انسان

۲ـ نام خانوادگی : آدمی زاد

۳ـ نام پدر : آدم

۴ـ نام مادر: حوا

۵ـ لقب : اشرف مخلوقات

۶ـ نژاد : خاکی

۷ـ صادره از : دنیا

۸ـ ساکن : کهکشان راه شیری .منظومه شمسی

۹ـ مقصد : برزخ

۱۰ـ ساعت حرکت و پرواز : هر وقت که خدا صلاح بداند

۱۱ـ مکان : بهشت اگر نشد جهنم

۱۲ـ وسایل مورد نیاز :

الف ـ دو متر پارچه سفید

ب ـ عمل نیک

پ ـ انجام واجبات و ترک محرمات

ت ـ امر به معروف و نهی از منکر

ج ـ دعای والدین

چ ـ نماز اول وقت

ح ـ ولایت ایمه اطهار

خ ـ ایمان. تقوا . عمل صالح

توجه                                       توجه

توجه : جلسه امشب مربوط به رمز اعلم و صاحب البرید می باشد.

خواهشمند است جهت رفاه خود خمس و زکات  خود را

 قبل از پرواز پرداخت نمایید.

از آوردن ثروت مقام منزل و ماشین حتی داخل فرودگاه

جدآ خودداری فرمایید.

حتمآ قبل حرکت به بستگان خود توضیح دهید از آوردن

دسته گلهای سنگین سنگ قبر تجملاتی و نیز مراسم های پر خرج و...

خودداری نمایند.

جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان و امور

فقرا و مستضعفین مشخص نمایید.

از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس غیبت  تهمت و ...

خودداری نمایید.

برای کسب اطلاعات بیشتر به قران و سنت پیامبر )صلی الله علیه و آله(

مراجعه نمایید.بقره آیه ۱۵۶

تماس و مشاوره به صورت شبانه روزی رایگانمستقیم و بدون

وقت قبلی میسر میباشد.

در صورتیکه قبل از پرواز به مشکلی برخوردید

 با شماره های ذیل تماس حاصل فرمایید : 

۱۸۶سوره بقره ـ ۳ سوره نساء ـ ۱۲۹ سوره توبه ـ

۵۵سوره اعراف ـ ۳و۲ سوره طلاق ـ

امیدورام سفر آسوده ای در پیش داشته باشید.

سرپرست کاروان : حضرت عزراییل

امام خمینی (ره) : با دلی آرام و قلبی مطمین و روحی شاد

و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران

مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم.

وبه دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم...

 

 

 

یه رقیب تازه دارم واسه از دست دادن تو

       یه نفر که پا گذاشته رو گلای دامن تو

 

یه نفر که بی قراره تورو از شبم بگیره

       یه نفر که جون گرفته پا به پای تو بمیره

 

یه رقیب تازه یعنی گم شدن باز توی غربت

       یه رقیب تازه یعنی تازه میشه بوی غربت

 

له شدن خاطره هامون زیر پاهای من و تو

       عاشقانه ها غریبن تو نگاه های من و تو

 

سهم من بودی و هستی سهم بغض و بی قراری

       واسه چشمای تو مردم یه جنون انتحاری

 

شبه اعتماد و پر کن با ستاره های چشمات

       دوست دارم ترانه هام و بریزم به پای چشمات....

 

 

سلام دوباره به همتون ....

عیدهای گذشته و پیش روتون پیشاپیش مبارک باشه....

اما امروز چندتا مناسبت دیگه هم

واسه من داره ؟؟؟    

آهان میگم براتون:

امروز روز تولدم و همچنین یک سالگی وبلاگمه....

پس چرا از مرگ گفتم !!!

چون همیشه یادم بمونه که مرگ برای همه آدمهاست

 نه فقط همسایه !!! 

ممنون که سر زدید...

 اللهم عجل لولیک الفرج   ان شاء الله

یا علی مدد    التماس دعا

 

آی آدمای سرخوش جایی برای من هست ؟

من فقط یک عاشقم : بهارنارنج

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 8 آذر1388 توسط بهار نارنج |
 

 

در سحر گاه نماز باز تیمم !...

                             چه کنم؟

گر به آن چشمه ی دیدار  تو نایل نشوم من !...

                                     چه کنم؟

باده نوشیده و مستم به پریشانی من باز نخند!

 

  اگر از باده این میکده ها باز ننوشم !...

                                        چه کنم؟

خسته ام بی رد و پی  رفته ای و گم شده ام

  

       گر تو را باز نیابم خود بگو !...

                                    من چه کنم؟

غرق گشتم به سرابی که تو را دیدم دوش !

 

     گر به دریای خیالت نشوم غرق بگو!

                                   من چه کنم؟

خاطرم نیست ؟! کجا گم شده ام!

                            سمت غروب !؟

اگر از راهنمایی تو غافل بشوم !

                                من چه کنم؟

تو هنرمند زمانی بکش این صبر مرا !

  

      اگر از صبر تو غافل بشوم!

                                من چه کنم؟

درد من درد عجیبی است در این شهر غریب !

 

(( جمکرانت به حضورت چو نبینم

                           چه کنم ؟...))

 

سلام به همه دوستای مهربونم...

حال و احوال پاییزی تون چه طوره؟؟؟

سرما که نخوردید ؟؟؟

ممنونم که من و مورد لطف خودتون قرار میدید.

التماس دعا  یا علی مدد...

اللهم عجل لولیک الفرج   ان شاء الله 

 

 

آی آدمای سر خوش جایی برای من هست ؟

من فقط یک عاشقم : بهارنارنج

 

نوشته شده در تاريخ شنبه 16 آبان1388 توسط بهار نارنج |




كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می شدم

ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت می شدم

كـاش يـك شب می گذشتم از فراز چشم تو

گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت می شدم

كـاش يـك شب می سرودم گنبد زرد تو

را فارغ از دنيا، غزلخوان دو چشمت می شدم

كاش يك شب می نشستم بر ضريح چشم تو

بـاز هـم پـابـند پيمان دو چشمت می شدم

صحن و ايوان تو را اى كاش جارو می زدم

چـون كـبوترها نگهبان دو چشمت می شدم

ضـامن آهـوست چشمان دو شهد روشنت

كـاش آهـوى بـيابان دو چشمت می شدم

كاش يك شب معرفت می چيدم از چشمان تو

غـرق در درياى عرفان دو چشمت می شدم

كـاش يك شب می شدم خيس نگـاه سبز تو

شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت می شدم

كاش يك شب نور می نوشيدم از چشمان تو

مـی درخشيدم، چراغان دو چشمت می شدم

سخت شيرين است طعم روشن چـشمان تو

كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می شدم

 

 

 

این زمان یا رب مه محمل نشین من کجاست؟

آرزو بخش دل اندوهگین من کجاست؟

جانم از غم بر لب آمده آه ازین غم چون کنم

باعث خوشحالی جان غمین من کجاست؟

ای صبا یاری نما اشک نیاز من ببین

رنجه شو بنگر یار نازنین من کجاست؟

دور از آن آشوب جان و دل دگر صبرم نماند

آفت صبر دل و آشوب دین من کجاست؟

محنت و اندوه هجران کشت چون وحشی مرا

مایه ی عیش دل دل اندوهگین من کجاست؟

 

سلام به همه یاران عاشق...

مخصوصا به همه ی هم شهری های عزیز!!!

به اونهایی که تنها افتخارشون هم جواری ولی نعمتمون امام رضا (ع)است.

و به اونهایی که عمری عاشقونه انتظار دیدن گنبد طلای آقا رو داشتن.

ان شاء الله که حاجت روا بشید و زایر کوی عشق

شهر نور و مهمون روضه منور امام رضا(ع) بشید

به همین زودی ها...

 

آن بارگه که خاک درش رشک گوهر است

          جنت به پیشگاه حریمش محقر است

       خورشید از تشعشع نورش منور است

   انوار در صفای حضورش مصور است

             بی شک حریم زاده موسی بن جعفر است

 

 

من فقط یه عاشقم : بهار نارنج

اللهم عجل لولیک الفرج ان شاء الله

یا علی مدد

 التماس دعا

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 آبان1388 توسط بهار نارنج |
 

 

سلامی به غربت نام مهدی*)عج(*

 

مولای من تا نامی از شما بر سر زبان می افتد

همه یکصدا آرزوی آمدنتان را می کنیم.

در محافلمان اولین و آخرین ذکرهایمان فرج شماست.

برایتان نماز می خوانیم ، ختم قرآن می کنیم ، صدقه می دهیم،

اشک می ریزیم و اولین دعایی که به فرزندانمان یاد می دهیم

دعای سلامتی شماست.

راستی چه می شود که با این همه نذر و نیاز هنوز

مهدی فاطمه قدم بر چشم ما نگذاشته است؟؟؟

مگر ما شیعه و سرباز او نیستیم و در

این وانفسای آخرالزمان

به انتظار ظهورش ننشسته ایم؟؟؟

مگر هر روز صبح با او عهد نمی بندیم

 و هر جمعه ندبه نمی کنیم

که متی ترانا و نراک ؟؟؟

پس با وجود این همه مدعی و یار و یاور !!!

چرا هنوز باید او را از پشت ابر نظاره کنیم ؟؟؟

 او که برای آمدن از همه ما مشتاق تراست

پس این نیامدن از جانب کیست؟؟؟

از او ......؟؟؟ یا ما که دل و زبانمان به یکسو نمی رود؟؟؟

اعمالمان بوی ریا می دهد ، چشمانمان که باید

لایق دیدار او باشد اسیر تماشای نامحرمان

شده است.

در باتلاق دنیای رنگارنگ خویش فرو

رفته ایم و حتی از همسایگان خود غافلیم

و عجل لولیک الفرجمان تنها لغلغه ای است

بر سر زبان.

چنانکه خود به آن دلسوخته فرمودند :

*(اگر مردم مارابه اندازه نیازبه خوردن  

جرعه ای آب میخواستندمی آمدیم )*

آقای من ؛ دلم برای غریبیتان می سوزد

 چرا که اعمال ما

شما را چون یوسف به چاه غیبت فرو برده است.

  *((پس شما دعا کنید که ما بیاییم... ))*

 

 

بگذشت دور یوسف و دوران حسن توست

هر مصر دل که هست به فرمان حسن توست

 

بسیار سر به کنگره عشق تو بسته اند

آنجا که طاق بندی ایوان حسن توست

 

فرمان ناز ده که در اقصای ملک عشق

پروانه ای که هست ز دیوان حسن توست

 

زنجیر غم به گردن جان می نهد هنوز

آن مویها که سلسله جنبان حسن توست

 

آبش هنوز می رسد از رحشه ی جگر

آن سبزه ها که زینت بستان حسن توست

 

دانم که تا به دامن آخرزمان کشد

دست نیاز من که به دامان حسن توست

 

تقصیر در کرشمه ی وحشی نواز نیست

هر چند دون مرتبه ی شان حسن توست

 

 

و در آخرم سلام به همه دوستان و یاران همیشگی :

 میلاد با سعادت پر شکوه خانم معصومه *)س(*

رو به همه مخصوصا دختر خانمها تبریک و تهنیت میگم.

 

اللهم عجل لولیک الفرج   ان شاء الله

التماس دعا

یا علی مدد

من فقط یک عاشقم : بهار نارنج...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 مهر1388 توسط بهار نارنج |
Blog Skin